امپراتور خوش گذران، مخترع دیوانه و شاهزاده عاشق/ کاریکاتوری تاریخی/ مشروح کافه خبر «پروانه مفرغی»

کاظم هژیر آزاد، هوشمند هنرکار، سیاوش جامع، فرزین محدث، شیدا ابراهیمی، علی طاهری و ... ایفاگران نقش‌های این نمایش هستند.داستان نمایش «پروانه مفرغی» در سده سوم میلادی در امپراتوری روم می‌گذرد. امپراتور خوش گذران روم (با بازی کاظم هژیر آزاد) دو پسر دارد که یکی به نام مامیلیوس (با بازی هوشمند هنرکار) اهل شعر و شاعری است و دیگری به نام پوستموس (با بازی سیاوش جامع) روحیه جنگاوری و قدرت طلبی دارد. داستان این نمایش کمدی، با ورود مخترعی یونانی به نام فانوکلس (با بازی فرزین محدث) و خواهرش به نام اوفره زین (با بازی شیدا ابراهیمی) به دربار امپراتور، به مسیر اصلی خود می‌افتد. از یک سو اختراعات فانولکس از جمله بمب و کشتی جنگی بخار، معادلات نظامی را به هم می‌زند و از طرف دیگر عشق مامیلیوس به اوفره زین ماجراهایی رمانتیک را پدید می‌آورد.

هوشمند هنر کار در کارگردانی نمایش «پروانه مفرغی» از شیوه گروتسک بهره گرفته و به زندگی پریشان و از خود بیگانه انسان نگاهی مضحکه آمیز انداخته است. او با استفاده از این شیوه توانسته است ضمن به بازی گرفتن و هجو کردن بسیاری از باورها و الگوهای زندگی، وجوه ترسناک آن را هم به نمایش بگذارد.

نشست نقد و بررسی نمایش «پروانه مفرغی» با حضور هوشمند هنرکار، کاظم هژیر آزاد، فرزین محدث و شیدا ابراهیمی در کافه خبر برگزار شد که مشروح آن از نظر شما می‌گذرد.

ویلیام گولدینگ با این که برنده جایزه نوبل ادبیات شده، اما در ایران چندان مورد توجه نبوده و نیست. به ویژه اهالی تئاتر کشورمان او را که تنها یک نمایشنامه نوشته، چندان نمی‌شناسند. چه شد که به سراغ متن چنین نویسنده ای رفتید، آن هم بر اساس ترجمه ای که 40 سال پیش به فارسی منتشر شده است؟

هوشمند هنرکار: شابد بد نباشد بدانید از همان سال 1352 که این نمایشنامه را هوشنگ پیر نظر به فارسی ترجمه و منتشر کرده است، خیلی‌ها کوشیده‌اند «پروانه مفرغی» را در ایران اجرا کنند. تلاش‌های پیش از انقلاب با برخورد به سد ممیزی به جایی نرسیده و پس از آن هم به دلیل‌ها مختلف این فرصت فراهم نشده است.

نمایش پروانه مفرغی

کارگردان و بازیگران نمایش «پروانه مفرغی» در کافه خبر

از سوی دیگر، گولدینگ رمان نویس و شاعر درجه یکی است که جایزه نوبل را هم برده و با سابقه ای که در بازیگری داشته، در عرصه تئاتر هم با همین تک نمایشنامه خود حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.او با این که نمایشنامه «پروانه مفرغی» را سال 1957 نوشته و با این که داستان را به امپراتوری سده سوم میلادی روم برده، اما مسائل همیشگی جوامع انسانی را به نقد کشیده که امروز همچنان تازه است. تقابل نو و کهنه، در هم تنیدگی اندیشه‌ها، فجایع قدرت طلبی، افسار گسیختگی ساخت سلاح‌های جدید و ... موضوع‌هایی هستند که در این نمایشنامه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

چون این نشست به صورت میزگرد است، از دیگر مهمانان هم می‌خواهم وارد بحث شوند. در این راستا از آقای کاظم هژیر آزاد می‌خواهم تا دریافت و برداشت خودشان را از متن بگویند.

کاظم هژیر آزاد:

متن یک نمایشنامه کمدی کلاسیک است؛ لایه های طنز، مطایبه، شوخی‌ها و اشتباهاتی که در آن رخ می‌دهد، کمدی‌اش می‌کند و چون از نظر نوشتاری ساختار سه پرده ای دارد، کاری کلاسیک است. نویسنده در پرده اول، زمان،مکان و مناسبات آدم‌ها را معرفی می‌کند، در پرده دوم جرقه اتفاقات را می‌زند و در پرده سوم این جرقه را شعله ور می‌سازد.

نمایش پروانه مفرغی

هوشمند هنرکار

البته «پروانه مفرغی» از منظری دیگر، یک کمدی- تراژدی است. چرا که یک جوان ماکیاولیستی خواهان قدرت، همه چیز از جمله خانواده را زیر پا می‌گذارد که عاقبت پایانی فاجعه بار پیدا می‌کند.

ویلیام گولدینگ را می‌توان یکی از آخرین‌های نسل نویسندگان کلاسیک دانست؛ مکتبی که شاید برای مخاطبان امروز چندان جذاب نباشد. در اجرای «پروانه مفرغی» هم به نظر می‌رسد وفاداری به این مکتب، در ارتباط تماشاگران با کار اختلال ایجاد کرده است. نظرتان در این باره چیست؟

هژیر آزاد:آقای هنرکار جوان باذوقی است که چند نمایش را کارگردانی کرده و من هم قبل از این افتخار همکاری در یکی از کارهایش را داشته‌ام. او از آن دسته کارگردانانی است که در طراحی لباس، طراحی صحنه، گریم، بازیگری و ... دخالت می‌کند و تمام توانش را به کار می‌گیرد تا ایده‌هایش را پیاده کند. با این که در «پروانه مفرغی» هم این کار را کرده، اما در مورد متن یک ذره فکر می‌کنم احتیاط به خرج داده و مقهور آن شده است. او به ساختار متن زیاد دست نزده و سعی کرده امانت دار وجوه ادبی و ساختار سه پرده ای نمایشنامه باشد.برای مثال دیالوگ‌های چهار و پنج خطی که ما می‌گوییم، به نظر می‌رسد برای شرایط امروز و این زمان پر التهاب و پر سرعت چندان مناسب نیست.

نمایش پروانه مفرغی

کاظم هژیر آزاد

اجرای چنین نمایشی در سالنی کوچک و گرم با محیط نامناسب و صندلی‌های ناجور و ... هم یک مقدار تماشاگر خاص خود را می‌خواهد.

هنرکار: این که گفته شود تماشاگر امروز حوصله ندارد دیالوگ‌های طولانی را گوش کند، به نظر من یک جور دست کم گرفتن تماشاگران است. چرا که هملت با همان مونولوگ های بلندی که دارد، همچنان در جهان اجرا می‌شود.تماشاگر الفبای متفاوت سخن متفاوت را می‌طلبد. او طالب است فراتر از کلام هم ببینید، تصویر را هم ببیند. در جهان هم نمایش های پر دیالوگ و طولانی هنوز تماشاگران خود را دارد.

با این وچود معتقدم متنی که سال 1957 میلادی نوشته شده است، برای اجرا در سال 2013 تغییراتی زیادی را لازم دارد. چون در این فاصله زمانی قواعد، زبان و گرامر تئاتر تغییر کرده است و این کار نمی تواند همان طور اجرا شود. برای همین نمایشنامه «پروانه مفرغی» دراماتورژی، قطعه بندی، کم و زیاد و صحنه بندی شده و جابجایی متن در آن اتقاق افتاده است.متن 150 دقیقه کار است که در اجرای ما 102 دقیقه شده و این البته با این هدف نبوده که صرفاً کوتاهش کنیم.

نمایش پروانه مفرغی

شیدا ابراهیمی

به نظرم اتفافی که در سال 92 خورشیدی در این متن رخ داده است، همین بوده و شاید دو سال دیگر خودم منتقد این رویکرد شوم و جور دیگری این نمایشنامه را اجرا کنم.

یعنی ممکن است اجرایتان از این قالب کلاسیک خارج شود؟

هنرکار: می خواهم تاکید کنم کارهای گولدینگ قاعده کلاسیک ندارد. او در رمان هایش به یک بی زمانی و بی مکانی می رسد و ....

با پوزش که حرفتان را قطع می کنم، اما گولدینگ در کارهایش از نظر زبانی و نوشتاری قاعده کلاسیک ها را رعایت کرده است. برای مثال زبان فخیم و ادبی که به کار می گیرد، در رمان هایش مثل «برج» و «سالار مگس ها» هم دیده می شود.

هنر کار: بی زمانی و بی مکانی رمان های گولدینگ خارج از قواعد مکتب کلاسیک است. در واقع او به صورت بسیار ظریفی از کلاسیک ها فاصله می گیرد. در همین نمایشنامه «پروانه مفرغی»، یک گذر زمانی عجیب و غریبی را شاهد هستیم که ربطی به مکتب کلاسیک ندارد. برای مثال ما اوفره زین را داریم که در یک پرده چون میثاق بسته، هیچ حرفی نمی زند. او بک باره عهد خود را می شکند و با مامیلیوس حرف می زند. بعد از آن اوفره زین با امپراتور هم راحت صحبت می کند، بی آن که او تعجب کند. این روند نشان دهنده گذر زمانی است که ما بی آن که دیده باشیم، درکش می کنیم.

آقای محدث شما نظری ندارید؟

فرزین محدث: متن دارد یک حرف بزرگی می زند؛ اگر از اندیشه نادرست استفاده شود، مخرب و خطرناک است. این مضمون برای همه دوره ها تازه و نو است و برای همین همیشه می تواند تماشاگرانش را درگیر خود سازد.

با این وجود به نظر من هم متن از نظر زمانی برای مخاطب امروز کمی ثقیل است، هرجند نمایشنامه بیش از این نمی توانسته کوتاه شود. یعنی آقای هنرکار تا توانسته از متن کم کرده و آن چه باقی مانده لازم و ضروری است و نبودش به کار صدمه می زند.

نمایش پروانه مفرغی

فرزین محدث

می خواهم بگویم نمایشنامه برای تماشاگری که عادت کرده کار کوتاه هفتاد دقیقه ای ببیند، شاید کمی طولانی به نظر بیاید. با این وجود خیلی از تماشاگران نمایش را همین جوری دوست داشته اند و فراموش نکنیم نمی توان همه مخاطبان را یک جا راضی نگه داشت.

و خانم ابراهیمی؟

شیدا ابراهیمی: وقتی متن را خواندم، برایم جذاب بود و با خودم فکر کردم آفای هنرکار چه جوری می خواهد آن را کار کند. اما در این چند شب که روی صحنه رفته ایم، بازخورد خوبی از تماشاگران گرفته ام که به من انرژی می دهد.

در «پروانه مفرغی»، تقابل اندیشه ها مهم ترین محور متن است که خیلی دیر بحثش در اجرای شما داغ می شود و بین باقی مسائل کم تر مهم، گم می شود. گولدینگ می خواهد تاکید کند هر اندیشه تازه ای هم، به مرور کهنه می شود و خودش یک سنت و یک سد می شود مقابل نو گرایی.

هژیر آزاد: به نظرم ویلیام گولدینگ خودش یک مقدار اسیر زمان بندی پرده های یک و دو سه می شود. این اسارت در نویسندگان مدرن دیده نمی شود، اما در دهه 50 قرن قبل هنوز وجود داشته است. برای همین در اجرای مدرن از «پروانه مفرغی»،این ساختار باید عوض شود تا آن ایده اصلی دیده شود و سر درگمی برای مخاطب به وجود نیاید.

آقای هنرکار، شما اجرایی گروتسک را از «پروانه مفرغی» روی صحنه آورده اید که پیشنهاد متن نیست. می خواستم در ابن باره توضیح دهید.

هنرکار: نمایش دنیایی پریشان و از خود بیگانه که در عین مضحک و عجیب بودن ترسناک است، اجرایی گروتسک را می پذیرد. با این شیوه به بهترین وجه می توان پوچی های عمیق هستی را به بازی گرفت.

می خواهم بدانم بازیگران چگونه با این رویکرد کنار آمدند و با کارگردان تعامل کردند؟

هژیر آزاد:

من نگاهم همیشه مطابق با متن و خواست کارگردان است. برای مثال من بازیگری بودم که در کارهای قطب الدین صادقی نقش های خیلی جدی و سنگین و رخنه ناپذیر داشتم، اما مثلاً در «خدای کشتار» یک شخصیت بسیار متفاوت را بازی کردم. آن کار یک کمدی بود و تا پیش از آن مردم نمی دانستند من می توانم آن ها را به خنده بیاندازم. می خواهم بگویم این کارگردان است که بازیگر را به سمت خواسته های خودش راهنمایی می کند. در واقع ظرفیت متن، خواسته های کارگردان و توانایی های بازیگر است که بازی را شکل می دهد.

تئاتر «پروانه مفرغی» با طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار


محدث: من یک بازیگری هستم که از بیرون به نقش نگاه می کنم و آن را شکل می دهم. برای همین شیوه گروتسک این اجرا برایم چیز سخت و عجیبی نبود.

ابراهیمی: من واقعیتش وقتی متن را خواندم، شخصیت اوفره زین را یک جوری دیگر دیدم. در تمرین ها هم مدتی طول کشید تا با این نگاه مضحکه آمیز آقای هنرکار به متن و شخصیت ها عادت کردم. اما حالا که اجرا می رویم، می بینم که این نگاه گروتسک جا افتاده و جواب داده است.

حالا هم می خواهم به مسئله ای اشاره کنم که تا این جای بحث کسی به میان نکشیده و آن موضوع عشق است. در «پروانه مفرغی» آن چه که گره کار را باز می کند، عشق اوفره زین به مامیلیوس است که باعث از جان گذشتن او و برداشتن قطعه پروانه مفرغی از بمب می شود. او با این کار همه را نجات می دهد.

هنرکار: ما یک مقدار این رابطه رمانتیک را به نفع کل کار هجو کردیم.

ابراهیمی: من این عشق را پر رنگ دیدم و برای همین در تمرین ها هر چقدر آن را جدی می گرفتم، آقای هنرکار آن را لوث و با من مقابله می کرد.

هژیر: ملودرامی که گولدینگ مطرح می کند، طنز است؛ این که پسر امپراتور با یک نگاه دین و ایمان و همه چیزش را ببازد، عشق واقعی نیست. این نگاهی طنز آلود به عشق است.

رویکرد گروتسک شما در طراحی لباس و صحنه اگر چه خوب دیده می شود، اما به نظر می رسد جنس و مواد نا مرغوب مصرفی به کار و هدف شما لطمه زده است.

هنرکار: همه این ها را من سعی کردم هماهنگ کنم. اما یک مقدار از کار دست من است، یک مقدار نتیجه تفکر دیگران است و یک مقداری اسیر شرایط.

با این حال تاکید می کنم ما صحنه را به سمت کاریکاتور گونه شدن پیش بردیم و برای همین قرار نبوده چیزی رئالیسم باشد. لباس دلقک وار، شلوار کوتاه، استفاده از نشانه های رومی و ... همه را در این راستا باید دید. صادقانه بگویم اگر در لباس، جنس متفاوتی به کار می رفت، من راضی تر بودم و تا حدی رنگ آمیزی ها را هم دوست نداشتم. توجه داشته باشید که اجزای این اجرا مثل طراحی صحنه، طراحی چهره، نور و موسیقی با هم و در کنار هم جواب می دهند. این عناصر با هم هماهنگ هستند تا فضای کاریکاتور گونه اجرا را شکل دهند.

نمایشنامه «پروانه مفرغی» بیشتر مناسب سالن های بزرگ است. فکر نمی کنید با اجرای آن در سالن سایه، کار لطمه دیده است؟

هنرکار: این کار اصولاً برای صحنه بزرگ نوشته شده است. آن چیزی هم که من فکر می کردم، برای صحنه بزرگ بود. من تالار اصلی تئاتر شهر را می خواستم که گفتند برنامه اش بسته شده است. من از سال 91 درگیر این ماجرا بودم و راه به جایی نبردم. بعد از چند سال انتظار، عاقبت شرایط را پذیرفتم و با وجود آن که می دانستم یک جوری بیگانگی ایجاد می کند، ناچار شدم کار را برای سالن کوچک ببندم.

هژیر آزاد: بی شک آقای هنرکار در سالن اصلی می توانست کارهایی را انجام دهد که در سالن سایه شدنی نیست. علاوه بر آن کیفیت تهویه و نوع صندلی های سالن سایه به طور کلی آزار دهنده است که مخاطب را اذیت می کند.

با توجه به این که وجوه مختلف کار را تا این جا به بحث گذاشته ایم، فکر می کنم وقت طرح سوال های کاربران است. مهران پرسیده: «... این نمایش را دیدم و نکته ای که برایم جالب بود، مطرح شدن موضوع وسایل ارتباطی بود که بیشتر به زمان حال مربوط می شود. می خواستم از کارگردان بپرسید چقدر تحلیل وسایل ارتباطی امروز در این نمایش برایش اهمیت داشته است؟»

هنرکار: بحث ارتباطات هیچ وقت این قدر پر رنگ نبوده است. با تلویزیون های ماهواره ای، اینترنت، شبکه های اجتماعی و ... ارتباطات به یک دغدغه بزرگ جوامع بشری تبدیل شده است. جالب آن که در سال 1957 که این نمایشنامه نوشته شده، ارتباطات گستردگی امروز را نداشته که این نشان از آینده نگری ویلیام گولدینگ دارد. از آن جالب تر این که چنین بحثی در امپراتوری روم باستان که رویدادگاه نمایش «پروانه مفرغی» است، دارد روی می دهد.

کاربری با امضای دانشجوی تئاتر پرسیده: «... بازی های نمایش به دلم نشست. دوست دارم بازیگران بگویند که چطوری توانستن این نقش ها رو بازی کنن؟ گفتن آن همه دیالوگ های طولانی سخت نبود؟»

هژیر آزاد: (با خنده) سخت بود، هنوز هم برایم سخت است، اما ما سعی می کنیم سخت را آسان کنیم و آسان را زیبا. کار ما سخنرانی نیست، ما باید با تکنیک های بازیگری آن قدر با کلام بازی کنیم که مخاطب هم مفاهیم را بگیرد و هم از کار لذت ببرد.

رامونا پرسیده: «...من خارج از ایران زندگی می کنم،... می خواستم در باره این که یک تئاتر در ایران چگونه و با چه سختی هایی تولید مشود بپرسم.»

هنرکار:تنها بگویم بیش از نیمی از انرژی من صرف چیزهایی می شود که ربطی به خلاقیت هنری ندارد.

نمایش پروانه مفرغی

در این نشست، هنرمندان نمایش «پروانه مفرغی» به پرسش های کاربران خبرآنلاین پاسخ دادند

هژیر آزاد: نه فقط کارگردانان، بازیگر هم این طوری هستند. کار ما زمان بندی مناسبی ندارد، اجرا ها با هم تداخل پیدا می کنند، بعضی کارها بعد از تمرین مجوز نمی گیرند و زحمت ما هدر می رود و ....

سایه پرسیده: « آقای هژیر آزاد، شما بر اساس چه معیاری بازی در نمایش ها را می پذیرید. این را پرسیدم چون با وجود توانایی های بالای هنری شما، کارهای ضعیف هم در کارنامه شما دیده می شود. چرا؟»

هژیر آزاد: من کارها را بر اساس رفاقت می پذیرم. در واقع ما بازیگران نابغه نیستیم، آدم هایی معمولی هستیم که هم باید روی صحنه یا جلوی دوربین برویم و هم زندگی مان را تامین کنیم. در واقع ما نیستیم که تعییین کننده هستیم، بلکه شرایط زندگی است که موقعیت ما را تعییین می کند.

محدث:

در جواب این کاربر محترم خبرآنلاین باید گفت هیچ بازیگر یا گروهی با این آگاهی که کاری ضعیف است، با آن همکاری نمی کنند. همه دنبال آن هستند که کاری قوی را اجرا کنند. من همیشه برای هر کاری تمام وجودم را می گذارم، اما محصولی که به وجود می آید، نتیجه چیزهایی است که همه اش دست من نیست.

 

 منبع :khabaronline.ir


برچسب‌ها: ،

بازدید:

[ ]